محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

تنبيه الغافلين 88

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

نيست كه خدا را نشناخته ومحبت خدا را نمىداند ، چه چيز است ، و اين تصفيق « 1 » ونعره وفريادش نيست مگر به‌جهت آن‌كه تصور كرده است در دل خود صورتى مليحى وجيهى كه به آن عاشق شده ، پس از راه نادانى اسم‌او را خدا نهاده ، واو را پروردگار خود گفته ، و به اين جهت دست برهم مىزند ، وطرب مىكند ونعره مىزند و فرياد مىزند برآن تصورش . وبسا هست‌كه مىبينى منىراكه پركرده‌است زير جامهء محب در زمان وجد وطربش ، وعوام‌احمق بر گرد آن جمع شده‌اند و گريه مىكنند بر حال آن . تمام شد كلام علامه زمخشرى « 2 » . ومحقق شيخ على سابق الذكر مىفرمايد در رسالهء « سهام مارقه » عبارتى را كه مضمونش اين است : به‌تحقيق كه علماء ما وعلماى اهل سنت بسيار رد نوشته‌اند بر اين جماعت وتشنيع نموده‌اند طريقه وعقيدهء ايشان را در كتب متعدده ، چون شيخ مفيد وسيّد مرتضى ، ومحقق شيخ على در « مطاعن‌المجرميّه » وآخند ملا احمد اردبيلى در « حديقةالشيعة » و غير ايشان ، وهم‌چنين علامهء حلّى در كتب خود چون « كشكول » و « نهج‌الحق » و غير آن ، وشيخ طوسى در كتاب « اقتصاد » وكتاب « غيبت » وصدوق در اعتقاداتش ، و بعضى از علما در كتاب « احتجاج » ودوريستى در كتاب

--> ( 1 ) - / دست‌افشانى و كف زدن ( 2 ) - / تفسير كشّاف : 1 / 353